melodymelody، تا این لحظه: 12 سال و 8 ماه و 2 روز سن داره

ملودی ما

زیباترین هدیه زندگیم دختر زیباییم ملودی عزیزم

شب سال نو

سلام عشقم الان ساعت 8 شبکه تو در حال شیر خوردن تو بغلم خوابت برد ، قبلش کلی گریه کردی سرما خوردی ، شیطونی کردی من هزار تا کار دارم تو هی دکورو بهم میریزی ، آخرشم یکی از جا شمعی هارو شکوندی منم زدم پشت دستت بردم تو اتاقت درم توروت بستم ، خیلی گریه کردی باخودم گفتم مگه دیونه شدی اون فقط یه بچه یه سالس چیزی نمیفهمه دروبتز کردم ولی قهر بودم باهات کلی گریه کردی راه افتادی دنبالم ، دلم میخواست فدات بشم خلاصه بغلت کردم کلی ماچت کردم . عزیزم مامانی الان تو بغلمی ، جیگر من شیطون خانم امیدوارم سال خوب وشادی داشته باشی نه امسال همه سالهای زندگیت شاد وسر حال وخوشبخت باشی ای بزرگترین آرزوی منه ، و غذا بخوری، عاشقتم بووووووووووس فراوان دوست دارم  ...
29 اسفند 1393

بدون عنوان

سلام گلم تولدت مبارک.                                                                                    امروز بهترین روز زندگیمه روزیه که خدای مهربون خشگلترین ومهربونترین دختر دنیا بهم هدیه کرد گل زیبای من دختر باهوشم از صمیم قلبم برات آرزوی خوشبختی وروزای پر از سلامتی وشادی برکت دارم. دعای خیر من همیشه همراهته امیدوارم من وتو بابایی روزای شادی کنار هم داشته باشیم وتو، خوشبختی وشادی رو در کنار خانواده هر روز بیشتر از دیروز تجربه کنی&n...
29 بهمن 1393

بلبل من

بعد ماما،بابا گفتن یادگرفتی بعد تو 10ماهگی آب   یاد گرفتی ورایجترین جملت اعدوو بود که هنوزم زیاد تکرار میکنی به هر چیزی میگی اعدووو ،خلاصه کلی کارای جالب میکنی مثلا از 9ماهگی بای بای یاد گرفتی از 6ماهکی ده یعنی کتک زدنو به هرچیزی میزدی با دستات وتلفظشو از 10ماهگی یاد گرفتی تقریبا،مثلا اگه سرت بخوره به در میزنی بت دستای کوچولوت ومیگی ده ده ،ولی من خیلی سعی میکنم این کارو نکنی ولی تا نزنی دلت خنک نمیشه ،ازتخت بالا پایین میکنی تخت مامانو بابا از مبل بالا پایین میکنی کفش وجوراب دیگرانو میخای پات کنی ولی نمیتونی هی سعی میکنی،خدایی گاهی میمونم تو اون مغز کوچولوت چی میگذره آخه خانووووووم حسابی گاز میگیری عاشق وانتی حمام دوس داری البته گاه...
23 بهمن 1393

هشت ماهگی ونه ماهگی

این دوران جالب خانوم طلا راحت با کمک وسایل اطرافش می ایستاد وای که خوردنی بودی  با کمک وسیل دوربرت راه میرفتی ،میومدی تو آشپزخانه دورو بر صندلی اوپن کلا عشقت شده بود هیچ وقت با وسایلای خودت بازی نمیکردی با اینهمه وسایلی که داشتی وداری مدام دنبال وسایل دیگه ای هستی بابا یه سگ کر ه ای کنترولی که آموزش زبانم داره واست خرید ولی خیلی میترسیدی منم گذاستمش تو جعبه تا بزرگتر که شدی خانم تر که شدی استفاده کنی بابا جونت خیلی اسباببازیهای جالب واست خرید ولی تو از حرکت کردن سخن گفتنشون حسابی میترسی ، ...
23 بهمن 1393
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به ملودی ما می باشد