شب سال نو
سلام عشقم الان ساعت 8 شبکه تو در حال شیر خوردن تو بغلم خوابت برد ، قبلش کلی گریه کردی سرما خوردی ، شیطونی کردی من هزار تا کار دارم تو هی دکورو بهم میریزی ، آخرشم یکی از جا شمعی هارو شکوندی منم زدم پشت دستت بردم تو اتاقت درم توروت بستم ، خیلی گریه کردی باخودم گفتم مگه دیونه شدی اون فقط یه بچه یه سالس چیزی نمیفهمه دروبتز کردم ولی قهر بودم باهات کلی گریه کردی راه افتادی دنبالم ، دلم میخواست فدات بشم خلاصه بغلت کردم کلی ماچت کردم . عزیزم مامانی الان تو بغلمی ، جیگر من شیطون خانم امیدوارم سال خوب وشادی داشته باشی نه امسال همه سالهای زندگیت شاد وسر حال وخوشبخت باشی ای بزرگترین آرزوی منه ، و غذا بخوری، عاشقتم بووووووووووس فراوان دوست دارم ...
نویسنده :
مامان و باباش
20:15







